طوفان فکری و خلاقیت در کار با تکنیک اسکمپر

تکنیک اسکمپر و طوفان فکری
در twitter به اشتراک بگذارید
در linkedin به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید

تا به حال اسم «تکنیک اسکمپر» به گوشتان خورده است؟

آخرین باری که محصول یا سرویسی واقعا جدید و بدیع ارائه کردید؛ کی بود؟ تمرین مهارت‌های تفکر خلاق بخش مهمی از زندگی تجاری و کسب‌وکارها است. مهم نیست در چه زمینه‌ای کار می‌کنید. شما برای رسیدن به دستاوردهای خلاقانه و جدید به تکنیک‌های آن نیاز دارید.

خبر خوب اینکه؛ خلاقیت و نوآوری مهارت‌های آموختنی هستند. نه‌تنها با آموزش می‌توانید آن‌ها را بهبود دهید بلکه تکنیک‌های خاصی برای ایجاد راه‌حل‌های نوآورانه به‌طور پیوسته در کسب‌وکارها وجود دارند. در این مطلب قصد داریم دربارۀ تکنیک اسکمپر (بخشی از تکنیک طوفان فکری) و نقش آن برای تقویت راهکارهای خلاقانه و تاثیرش بر مدیریت تیم کاری صحبت کنیم. با ما همراه باشید.

خلاقیت از کجا می‌آید؟

در افسانه‌ها خلاقیت را به منابع الهام عرفانی متصل می‌دانند. این افسانه را شنیده‌اید؟ اگر نشنیده‌اید چیز مهمی را از دست نداده‌اید. بگذارید همان‌جا در داستان‌های تخیلی بماند.

منبع خلاقیت چیست؟ خلاقیت محصول جانبی انواع محتوا، ارتباط با رسانه‌های مختلف و ساختارشکنی برای رسیدن به پاسخ‌های مناسب است و تفکر خلاقانه این کار را آسان می‌کند.

تفکر خلاقانه چیست
تفکر خلاقانه چیست؟ تفکر خلاق به استفاده از توانایی‌ها و مهارت‌های نرم برای ارائۀ راه‌حل‌های جدید (برای مشکلات) اشاره دارد. مهارت‌های تفکر خلاق، تکنیک‌هایی هستند که به ما کمک می‌کنند تا یک موضوع واحد را از زوایای مختلف نگاه کنیم و با ابزارهای مناسب برای ارزیابی و تدوین برنامه، آن را حل نماییم.

چرا تفکر خلاق مهم است؟

تمرکز بر خلاقیت و نوآوری مهم است زیرا بیشتر مشکلات به رویکردهایی نیاز دارند که هرگز پیش از این وجود نداشته‌اند یا کسی آن‌ها را امتحان نکرده است. تفکر خلاق یک مهارت است و مثل هر مهارت دیگری برای کارایی به تمرین و تداوم نیاز دارد. برای اینکه بتوانید این مهارت را در کسب‌وکارتان پیاده کنید یا در مدیریت تیم کاری بکار بگیرید؛ لازم است دو مورد را رعایت کنید:

  1. خودتان و اعضای تیم را در موقعیت یافتن ایده‌های جدید قرار دهید. (موقعیت‌های دشواری که در آن به ایده‌های جدید نیاز است)
  2. اطرافیان خود و تیم‌های کاری را با افرادی همفکر (درزمینۀ تفکر خلاق) محاصره کنید.

تفکر خلاق را می‌توان با روش‌هایی تحریک کرد. این روش‌ها برای یافتن ایده‌های جدید موثر هستند. برخی از مهم‌ترین نمونه‌های مهارت تفکر خلاق عبارت هستند از: تکنیک طوفان فکری، تفکر جانبی و نقشه ذهنی. در ادامه با هر یک از آن‌ها آشنا می‌شویم.

1- تفکر جانبی (Lateral Thinking)

گاهی پاسخ مشکل در مقابل آن نیست، بلکه در کنارش ایستاده است. ایدۀ کلی تفکر جانبی، بهبود مهارت‌های نرم خلاقانه و ارائه برنامه‌های نوآوری است. یعنی از دیدگاه‌های مختلف به مشکل نگاه کنید. حتی مشکل را معکوس کنید و به‌طور متفاوت به آن بنگرید.

به‌عنوان‌مثال؛ راه‌حل مستقیم برای رسیدن به فروش آنلاین بالاتر این است که تبلیغات بیشتری استفاده کنیم. بااین‌حال تفکر جانبی راهکارهای مختلفی که به پاسخ مناسب برای مشکل منجر می‌شوند را بررسی میکند. حتی ممکن است کاشف به عمل بیاید که بر اساس تفکر جانبی؛ بازاریابی ایمیلی و دسترسی به مشتریانی که مدتی از خرید آنلاین آن‌ها گذشته راه‌حل اصلی مشکل است.

تفکر جانبی را می‌توان بیشتر گسترش داد و به سمت پاسخ‌هایی رفت که در حالت عادی برای حل آن مشکل خاص به آن‌ها توجه نمی‌کنیم. (چون بعید است جواب دهند یا شاید به نظرمان بی‌ربط باشند). مهم‌ترین جنبه از تفکر جانبی خلاقانه رفتن به نقطه‌ای است که معمولا انتخابش نمی‌کنیم.

2- نقشۀ ذهنی (Mind Mapping)

چیزی که نقشه‌ها به ما نشان می‌دهد، اجزایی کنار هم و یکپارچه هستند. چیزهایی که هیچ‌وقت فکر نمی‌کنیم بتوانند کنار هم قرار بگیرند. ایده اصلی نقشۀ ذهنی، ثبت ایده‌ها و برقراری ارتباط بین آن‌ها است.

ممکن است نقشه ذهنی شما تصویری بزرگ‌تر از راه‌حل احتمالی مشکلتان باشد که بتوانید در ابعاد گسترده‌تر از آن استفاده کنید.

در مواردی که ایده‌های زیادی دارید با استفاده از نقشۀ ذهنی می‌توانید آن‌ها را روی کاغذ بیاورید و سازمان‌دهی کنید تا به بهترین نتیجه منجر شود.

نقشه ذهنی
تکنیک نقشه ذهنی یک اینفوگرافیک است، درک فرآیند آن (به‌ویژه برای کسانی که در جریان مشکل نیستند) راحت خواهد بود. بنابراین به‌عنوان یک سند مکتوب و معتبر عمل می‌کند.

3- تکنیک طوفان فکری (Brainstorming)

ایدۀ کلی طوفان فکری این است که با داشتن تعداد زیادی راه‌حل، دستیابی به راه‌حلی با بالاترین سطح کیفیت و خلاقیت آسان می‌شود. بنابراین در گام اول بدون هیچ پیش‌داوری دربارۀ راه‌حل‌های پیشنهادی، لیستی از همۀ آنچه برای حل مشکل لازم است (یا فکر می‌کنیم که به کار می‌آید) تهیه و تک‌تک آن‌ها را ثبت می‌کنیم. تنها پیش‌نیاز استفاده از Brainstorming آگاهی از مشکل است.

تکنیک طوفان فکری و بمب خلاقیت اسکمپر!

تکنیک طوفان فکری شامل سه مرحله است:

  1. جمع‌آوری ایده‌ها
  2. بحث و بررسی دربارۀ هر یک از ایده‌ها
  3. انتخاب ایده‌های قابل‌اجرا

جلسه‌های طوفان فکری شامل مراحل یکسانی هستند. تنها چیزی که افراد یا گروه کسب‌وکار به آن نیاز دارند، یک مشکل برای حل کردن یا فرصتی برای رسیدگی به موضوعی خاص و زمان است.

قانون طلایی Brainstorming در تمامی جلسه‌ها: کمیت بر کیفیت مقدم‌تر است.

هر چه ایده‌های بیشتری داشته باشید شانس بیشتری برای یافتن ایده‌ای شایسته برای اجرا خواهید داشت.

به‌طورکلی تکنیک طوفان فکری را می‌توان به سه دسته کلی تقسیم کرد:

  • طوفان فکری مبتنی بر ایفای نقش (Role-playing Brainstorm Techniques)
  • طوفان فکری گروهی (Group Brainstorm Techniques)
  • طوفان فکری ساکت (Quiet Brainstorm Techniques)
طوفان فکری
طوفان فکری رویکردی است که در آن یک فرد یا تیم برای حل مشکل، مجموعه‌ای از ایده‌های جدید را برای بهبود محصول، سازمان و کسب‌وکار یا استراتژی اتخاذ می‌کند. مهم است که تمامی افراد و اعضای تیم کسب‌وکار ایده‌های خود را بگویند. تنها ایده‌های بد مربوط به افرادی هستند که ایده‌ای برای به اشتراک‌گذاری ندارند.

تکنیک طوفان فکری مبتنی بر ایفای نقش (Role-playing Brainstorm Techniques)

فیلم و سریال‌بین‌ها عاشق این تکنیک می‌شوند. در طوفان فکری مبتنی بر ایفای نقش، افراد یا اعضای کسب‌وکار باید خود را به‌جای دیگری بگذارند. با کفش او راه بروند و به مشکل از چشم او بنگرند.

مثلا؛ اگر در بخش خدمات پس از فروش کسب‌وکار می‌خواهید طوفان فکری به راه بیندازید، اعضای تیم را تشویق کنید تا به مشکل از دید مشتری نگاه کنند. اگر آن‌ها مشتری کسب‌وکار بودند انتظار داشتند خدمات پس از فروش چطور باشد؟ حالا جای چه عملکردی در آن خالی است؟

زمانی که اعضای تیم کسب‌وکار نقش شخصیتی را می‌گیرند که تعلقی به آن‌ها ندارد؛ به‌طور خودکار عوامل بازدارندگی کاهش پیدا می‌کند. زیرا از لحاظ فنی آن‌ها ایده‌هایشان را مطرح نکرده‌اند. بلکه نقشی که پذیرفته‌اند چنین ایده‌هایی دارد.

تکنیک طوفان فکری گروهی (Group Brainstorm Techniques)

از قدیم گفته‌اند: «دو عقل بهتر از یکی است». بیشتر انواع طوفان فکری را می‌توان به‌صورت گروهی پیاده‌سازی کرد. اما طوفان فکری گروهی، مشارکت تمامی اعضای تیم کسب‌وکار را ترغیب می‌کند. وقتی به‌صورت گروهی روی یک مشکل فکر می‌کنید به استخری از ایده‌ها دسترسی پیدا خواهید کرد. همچنین با مشارکت گروهی، روحیۀ اعضای تیم برای به اشتراک‌گذاری نظراتشان تقویت می‌شود.

از مزایای تکنیک طوفان فکری گروهی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ترویج فرهنگ تفکر خلاق در تیم کسب‌وکار
  • دستیابی به دیدگاه‌های منحصربه‌فرد
  • دسترسی به ایده‌هایی با تنوع و گوناگونی زیاد

تکنیک طوفان فکری ساکت (Quiet Brainstorm Techniques)

تکنیک طوفان فکری ساکت برای کسب‌وکارهایی مناسب است که اعضای تیم آن دسترسی کمی به یکدیگر دارند. در این صورت هر فرد می‌تواند در زمان مقتضی خود ایده‌هایش را جمع‌آوری کرده و آن را به سرگروه (مدیر بالادستی) ارجاع دهد. این روش برای اعضای تیمی با روحیۀ درون‌گرا، تیم‌های کسب‌وکاری که به‌صورت آنلاین و راه دور فعالیت می‌کنند و طوفان فکری انفرادی کاربرد دارد.

تکنیک طوفان فکری ساکت دارای انواع گوناگونی است. برخی از آن‌ها عبارت هستند از:

1- فکر‌نویسی تکه‌ای (Split BrainWriting)

یک تکنیک غیرکلامی طوفان ذهنی گروهی است. در آن افراد سه ایده خود دربارۀ موضوع یا مشکلی خاص را روی سه برگۀ جداگانه می‌نویسند. سپس هر کس ایده‌هایش را به فرد سمت راست یا چپی‌اش می‌دهد. نفرات کناری بر اساس آن ایده، نکات یا ملاحظاتی را اضافه می‌کنند و تکه‌های کاغذ تا انتها به دور میز می‌چرخند.

در پایان مدیر تیم یا فرد برگزارکننده جلسه طوفان فکری، ایده‌ها را جمع‌آوری کرده و آن‌ها را با صدای بلند می‌خواند و با دیگران به اشتراک می‌گذارد. افراد گروه دربارۀ ایده‌ها بحث می‌کنند و مواردی که ارزش پیگیری دارند را از میان آن‌ها انتخاب می‌نمایند.

تکنیک فکرنویسی تکه‌ای معمولا در گروه‌های حداکثر ده‌نفره بهترین نتیجه را دارد.

2- فکرنویسی مشارکتی (Collaborative Brainwriting)

رویکرد فکرنویسی مشارکتی شباهت زیادی به گلۀ گاوها در یک چراگاه هفتگی دارد. برای اجرای آن بازۀ زمانی یک‌هفته‌ای مشخص می‌کنید و ایده‌ها را در یک محل مشخص (که در دسترس همه افراد باشد) می‌نویسید.

در این مدت اعضای تیم می‌توانند ایده‌هایشان را بنویسند و هم به‌طور ناشناس افکارشان دربارۀ ایده‌های موجود را یادداشت کنند. مزیت این روش قابلیت ارسال بازخورد به‌صورت ناشناس و دسترسی به مجموعۀ ایده‌های موجود است. می‌توانید از تکنیک فکرنویسی مشارکتی در طوفان فکری گروهی یا فردی استفاده کنید.

3- شبکه مغزی یا طوفان فکری آنلاین (Brain-Netting/ Online Brainstorming)

این روش برای تیم‌های راه دور، تیم‌هایی با اعضای درون‌گرا و اجرای گروهی در کسب‌وکارها مناسب است. روش کار مشابه فکرنویسی مشارکتی است. با این تفاوت که ایده‌ها به‌جای یک محل فیزیکی در شرکت یا تیم کسب‌وکار روی ابزار اشتراکی آنلاین مثل گوگل‌داک یا سایر ابزار مدیریت پروژه نوشته می‌شوند. همچنین در پایان بازۀ تعیین‌شده توسط مدیر یا سرگروه کسب‌وکار مورد بازبینی و بحث قرار می‌گیرند.

4- تصمیم‌گیری سریعِ برق‌آسا (Lightning Decision Jam)

برای استفاده از تکنیک تصمیم‌گیری سریعِ برق‌آسا (LDJ) به 40 دقیقه یا حداکثر یک ساعت زمان نیاز دارید تا به نتایج ملموس برسید. این روش برای تیم‌های کاری راه دور، طوفان فکری گروهی، زمان تحویل‌های فشرده در پروژه‌های کاری و تقویت راه‌حل‌های اجرایی در تیم‌ها مناسب است. برای تصمیم‌گیری برق‌آسا کافی است مراحل زیر را انجام دهید.

  1. همۀ نکات مثبت در مورد موضوع یا مشکل مدنظرتان را بنویسید
  2. همۀ نکات منفی و مواردی که باید فوری به آن‌ها رسیدگی کنید را بنویسید.

وقتی اطلاعات بالا را مشخص کردید زمان طرح سوال و پیدا کردن راه‌حل‌های مشکل بر اساس تکنیک طوفان فکری است. درنهایت داده‌های به‌دست‌آمده از تصمیم‌گیری سریعِ برق‌آسا را در یک ماتریس قرار داده و تعیین می‌کنید که کدام راه‌حل‌ها تاثیرگذارتر هستند و ارزش پیگیری دارند.

5- دستمال ایده (The idea Napkin)

این تکنیک مشابه LDJ یک الگوی طوفان فکری است که موضوعی گسترده را به راه‌حل‌های ملموس تبدیل می‌کند. دستمال ایده با نوشتن ایده و یک طرح آسانسوری برای آن شروع می‌شود. این الگو شامل یک ستون برای افراد مرتبط با هدف ایده (مشتری‌ها، هم‌تیمی‌ها، بخش مشخصی از کسب‌وکار و…) و ستونی برای ایده‌ها (ایده نشان می‌دهد که به چه مشکلی می‌پردازید) است.

6- تکنیک اسکمپر (SCAMPER)

اسکمپر آخرین مدل از تکنیک طوفان فکری ساکت است که یک ایده را مانند یک دوربین عکاسی از زوایای مختلف بررسی می‌کند. حروف اختصاری آن به نگریستن از لنزهای گوناگون (جایگزینی، ترکیب، تطبیق یا سازگاری، اصلاح، استفاده یا کاربرد دیگر، حذف، عملکرد معکوس یا تنظیم مجدد) و یافتن راه‌حل خلاقانه اشاره دارد. در ادامه تکنیک اسکمپر را به‌صورت ویژه موشکافی می‌کنیم.

تکنیک اسکمپر بر خلاف سایر روش‌های طوفان فکری، انعطاف‌پذیر است. برای پیروی از آن لازم نیست الگوهایش را یک‌به‌یک اجرا کنید.

تکنیک اسکمپر چیست و چطور کار می‌کند؟

چطور کسب‌وکارها و سازمان‌ها بهینه می‌شوند؟ چگونه می‌توان شعار «کاهش، استفاده مجدد، بازیافت» را در فرآیندها، وظایف و کارکنان تحقق بخشید؟ آیا ذهن شما هم بین ایده‌آل‌های آیندۀ کسب‌وکارتان و تحقق آن‌ها سرگردان است؟

اسکمپر و ارتباط با تفکر انتقادی
تکنیک اسکمپر بر پایه تفکر انتقادی (در یک گروه یا به‌صورت فردی) است. این روش ذهن را وادار می‌کند تا بر اساس هفت جریان فکری مشخص، ایده‌های جدید و راه‌حل‌های نوآورانه را جستجو کند.

اگر بخواهید می‌توانید بر تغییر و پویایی که در کسب‌وکارتان وجود دارد غلبه کنید و به سمت بهینه‌سازی در مقیاسی بزرگ حرکت کنید. یک راه‌حلی عالی برای تحول سازمانی و تیم‌های کسب‌وکار. اسکمپر همانی است که به آن نیاز دارید.

می‌خوانم  8 دلیل برای اینکه کسب و کار شما نیاز به بلاگ دارد

تکنیک اسکمپر اولین بار توسط Bob Eberle  معرفی شد. اساس این رویکرد، پاسخگویی به مجموعه‌ای از سوال‌های هدفمندی بود که به حل یک مشکل یا بروز خلاقیت در طی جلسه‌‎های طوفان فکری کمک می‌کردند.

هر پاسخی در غالب الگوی اسکمپر، بدون توجه به اینکه چقدر غیرمنطقی است، مورد استقبال قرار می‌گیرد.

اسم SCAMPER مخفف هفت تکنیک زیر است:

  1. Substitute جایگزینی
  2. Combine ترکیب
  3. Adapt تطبیق یا سازگاری
  4. Modify اصلاح
  5. Put to another use استفاده یا کاربرد دیگر
  6. Eliminate حذف
  7. Rearrange تنظیم مجدد / Reverse عملکرد معکوس

هر یک از این کلمات کلیدی، نشان‌دهنده سوال‌هایی ضروری هستند که در جلسه طوفان فکری و تفکر خلاق باید به آن‌ها پاسخ داده شود.

1- جایگزینی (Substitute)

تکنیک جایگزین بر روی قطعات موجود از یک محصول، خدمات یا راه‌حل تمرکز می‌کند. قطعاتی که می‌توانند با چیز دیگری جایگزین شوند. سوال‌هایی که در اینجا باید به آن‌ها فکر شود عبارت هستند از:

  • چه چیزی را می‌توانیم در محصول، مشکل یا فرآیند کسب‌وکار جایگزین کنیم؟
  • چه چیزی را می‌توانیم در محصول، مشکل یا فرآیند کسب‌وکار تغییر دهیم؟

بنابراین باید در مورد جایگزینی بخش یا بخش‌هایی از محصول یا فرآیند خود با چیزی جدید، فکر و ایده‌پردازی کنید.

بیشتر سوال‌هایی که در تکنیک جایگزینی اسکمپر پرسیده می‌شوند بر پایۀ کلمه کلیدی «آیا می‌توانیم…» هستند.

سوال‌های راهنما برای جایگزینی در تکنیک اسکمپر

رویکرد جایگزینی SCAMPER تمایل دارد؛ راه‌حل‌های جایگزین برای تصمیم‌گیرندگان ارائه کند تا با ارزیابی گزینه‌های مختلف برای رسیدن به بهترین نتیجه تصمیم‌گیری کنند.

  • برای پیشرفت کسب‌وکار (فرآیند، محصول یا خدمات) چه چیزی را می‌توانیم جایگزین کنیم؟
  • چطور می‌توانیم مکان، زمان، افراد یا مواد اولیه را جایگزین کنیم؟
  • آیا زمان یا مکان اجرای پروژه قابل تعویض است؟
  • آیا می‌توانیم بخش یا قطعه‌ای را جایگزین کرده یا هر قسمتی را تغییر دهیم؟
  • آیا می‌توانیم شخص دیگری را در این فرآیند جایگزینی (خدمات، فرآیند و رویه‌ها یا محصول) درگیر کنیم؟ (بدون اینکه تاثیری روی فرآیندها داشته باشد)
  • آیا قادر به تغییر قوانین هستیم؟ (این مورد شامل قوانین و فرهنگ یا منشور داخلی سازمان یا کسب‌وکار است که در حال حاضر اجرا می‌شوند.)
  • آیا باید در مورد تغییر نام محصول یا خدمات تصمیم‌گیری کنیم؟
  • آیا قادر به استفاده از فرآیندها و رویه‌های دیگری (به‌جای موارد موجود) هستیم؟
  • کدام بخش از فرآیندها را می‌توانیم با جایگزین‌های بهتری تغییر دهیم؟
  • آیا باید تغییری در خصوصیات و ویژگی‌های ظاهری و بصری محصول یا خدمات (مثل شکل، رنگ، بو، زبری، صدا و…) ایجاد کنیم؟
  • آیا می‌توانیم احساسات و نگرش‌ها (اعضای کسب‌وکار، تیم یا مشتری‌ها) را تغییر دهیم؟
  • چه بخشی از فرآیند را می‌توانیم بدون تاثیر روی کل پروژه یا کسب‌وکار جایگزین کنیم؟
  • آیا می‌توانیم پیچیدگی فرآیند را کم کنیم؟ (مثلا فرآیند را با نمونه ساده‌تری جایگزین کنیم)
  • زمانی که بخشی از پروژه یا فرآیند کسب‌وکار را با دیگری جایگزین کنیم؛ چه اتفاقی می‌افتد؟ (این سوال کمک می‌کند تا جنبه‌های بعد از تغییر و جایگزینی را لحاظ کرده و برای آن‌ها تمهیداتی بیاندیشیم.)

2- ترکیب (Combine)

تکنیک ترکیب به ما نشان می‌دهد که چگونه دو یا چند بخش از محصولات، مشکل یا فرآیندهای خود را ترکیب کنیم. تا به محصول، فرآیند یا مشکلی متفاوت دست‌یابیم و هم‌افزایی کسب‌وکار را افزایش دهیم.

تکنیک ترکیب اسکمپر
سوال‌هایی که در تکنیک ترکیب اسکمپر پرسیده می‌شوند شامل ادغام ایده‌ها، محصولات و خدمات قبلی نامرتبط هستند تا نمونه‌ای جدید و نوآورانه از آن‌ها ایجاد کنند. در برخی موارد ترکیب دو ایدۀ نوآورانه منجر به تولید محصول یا فناوری جدید می‌شود که بازاری قدرتمند برای کسب‌وکار ایجاد خواهد کرد. به‌عنوان‌مثال؛ ادغام فناوری‌های دوربین دیجیتال در موبایل‌ها که محصولی انقلابی و جدید در صنعت مخابرات ایجاد کرد.

سوال‌های راهنما برای ترکیب در تکنیک اسکمپر

رویکرد ترکیب SCAMPER تمایل دارد؛ با تجزیه‌وتحلیل امکانی برای ادغام دو ایده، مرحله‌ای از فرآیند یا محصول بیابد و خروجی کارآمدتری را عرضه کند.

  • آیا می‌توانیم دو مرحله از یک فرآیند کسب‌وکار را باهم ادغام کنیم؟
  • آیا می‌توانیم دو فرآیند را به‌صورت همزمان اجرا یا پیاده‌سازی کنیم؟
  • آیا شرکت یا کسب‌وکار می‌تواند منابع را با شریکی دیگر از بازار ترکیب کند؟
  • آیا قادر هستیم تا دو محصول، فناوری یا خدمت را باهم ترکیب کرده و آن را به مشتری عرضه کنیم؟
  • کدام ایده‌ها، ویژگی‌ها، فرآیندها، منابع انسانی (افراد)، محصولات یا اجزا را می‌توانیم باهم ترکیب کنیم؟
  • آیا با ترکیب محصول، خدمات یا فرآیند می‌توانیم تعداد کاربردهای آن را به حداکثر برسانیم؟
  • برای کاهش هزینه‌های تولید چه چیزهایی را می‌توانیم باهم ادغام کنیم؟
  • در کدام بخش‌ها یا فرآیندهای کسب‌وکار می‌توانیم هم‌افزایی ایجاد کنیم؟
  • بهترین عناصری که برای رسیدن به نتیجه‌ای خاص می‌توانیم دورهم گرد بیاوریم، کدامند؟

3- سازگاری یا تطبیق (Adapt)

تکنیک سازگاری به دنبال بخش‌هایی در محصول، خدمات یا فرآیندها است که می‌توانیم برای حل مشکل آن‌ها را تطبیق دهیم. سازگاری به مبحثی از تکنیک طوفان فکری اشاره دارد که هدف آن تنظیم یا تغییر محصول و خدمات برای دستیابی به خروجی بهتر است. این تنظیم  بین تغییرات جزئی تا اساسی در کل پروژه متغیر است.

تکنیک سازگاری یا تطبیق اسکمپر
در تکنیک تطبیق اسکمپر، مشکل را از طریق ارتقای سیستم موجود حل می‌کنیم. (مشابۀ جانورانی که برای حفظ بقا، خودشان را با محیط زیست سازگار می‌کنند.)

سوال‌های راهنما برای تطبیق در تکنیک اسکمپر

رویکرد تطبیق SCAMPER تمایل دارد؛ بخش‌هایی از کسب‌وکار را جدا کند که با تغییر و ارتقا می‌توانند وضعیت موجود را بهبود دهند. سوال‌های ضروری برای رسیدن به خروجی موثر در تکنیک سازگاری شامل موارد زیر هستند:

  • کدام قسمت از محصول را می‌توانیم تغییر دهیم؟
  • آیا می‌توانیم بخشی از ویژگی‌های یک جزء را تغییر دهیم؟
  • آیا می‌توانیم از محصولات و فرآیندهای دیگر (در زمینه‌ای متفاوت) ایده و الهام بگیریم؟ (این سوال به ایده گرفتن از محصولات دیگران همراه با چاشنی سازگاری با محصول اصلی کسب‌وکار می‌پردازد.)
  • آیا تاریخچه محصول، خدمات یا رویکردها، راه‌حلی را ارائه می‌کنند؟
  • کدام فرآیندها یا چه اجزایی از آن نیاز به سازگاری دارند؟
  • آیا می‌توانیم گروه هدف یا مخاطب‌های کسب‌وکار را تطبیق دهیم؟
  • برای رسیدن به خروجی بهتر چه چیزهایی نیاز به تطبیق دارند؟ (چه‌کار دیگری را می‌توانیم در قبال محصول، خدمات یا مخاطب‌ها انجام دهیم)
  • چطور می‌توانیم روند موجود تولید، هزینه‌ها، خدمات و… را بهبود دهیم؟
  • چطور می‌توانیم فرآیندهای دست‌وپا گیر را انعطاف‌پذیرتر کنیم؟

4- اصلاح (Modify)

چه چیزی را می‌توانیم در محصول، خدمات یا فرآیندهای خود اصلاح کنیم، روی آن تاکید کرده یا آن را کمتر و بیشتر ارائه دهیم؟ آیا این اصلاح شامل خصوصیات و ویژگی‌های ظاهری و فیزیکی است؟ آیا زمان آن رسیده که ایده، محصول یا فرآیند کسب‌وکار را بزرگنمایی کنیم؟

تکنیک اصلاح اسکمپر
در تکنیک اصلاح اسکمپر، سوال‌ها کمک می‌کنند تا بینش جدیدی در مورد مهم‌ترین مولفه‌های کسب‌وکار (خدمات، محصول، ایده یا فرآیند) به دست بیاورید. درنهایت با این نگرش قادر خواهید بود تا وضعیت کلی یا محصول فعلی را مورد ارزیابی و بازنگری قرار دهید. چیزهایی به آن اضافه یا کم کنید، شاید هم برخی از خصوصیاتش را برجسته نمایید.

سوال‌های راهنما برای اصلاح در تکنیک اسکمپر

رویکرد اصلاح SCAMPER تمایل دارد؛ ابعاد مختلف کسب‌وکار اعم از محصول، فرآیند یا خدمات را به روشی غیرعادی تحریف کند. تکنیک اصلاح راه‌حل‌های خود را در قالب سوال‌های ضروری زیر منعکس می‌کند:

  • چه چیزی را می‌توانیم بزرگ یا کوچک کنیم؟
  • چه چیزی را می‌توانیم کم یا زیاد کنیم؟
  • آیا می‌توانیم خصوصیات ملموس شامل دکمه‌ها، اندازه‌ها و رنگ‌ها و غیره را گسترش دهیم و روی آن‌ها تاکید کنیم؟ (به‌عنوان‌مثال؛ اندازه یا مقدار محصول را دو برابر کنیم. البته این ویژگی در محصولات بصری به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی کسب‌وکار هم کاربرد دارد.)
  • آیا می‌توانیم گروه هدف یا مخاطب‌های خاص کسب‌وکار را رشد دهیم؟
  • آیا می‌توانیم سرعت یا فرکانس کسب‌وکار را در بخشی مشخص افزایش دهیم؟ (به‌عنوان‌مثال؛ سرعت لودشدن لندینگ پیچ محصولات وب‌سایت و غیره.)
  • چه ویژگی‌های اضافی را می‌توانیم در نظر بگیریم؟ (آیا ارزش مازادی با این اصلاح رخ می‌دهد؟)
  • کدام بخش‌ها یا قابلیت‌ها را می‌توانیم حذف یا کوچک، متراکم، کوتاه یا سبک‌تر کنیم؟ (به مشکل از جنبه ساده‌سازی، تقسیم و تفویض نگاه کنیم)
  • چه چیز را می‌توانیم با روش ایکس (راهکاری که بر اساس ماتریس‌های تکنیک طوفان فکری به‌دست‌آمده و تصور می‌کنیم که بیشترین بازدهی را برای حل مشکل جاری دارد.) تغییر دهیم تا به نتیجه دلخواه برسیم؟
  • چطور اصلاح فرآیند نتایج را بهبود می‌دهد؟ (آیا می‌توانیم فرآیند را کارآمدتر کنیم؟ کدام فرآیندها در این دسته جای می‌گیرند؟)
  • چه اتفاقی می‌افتاد اگر درزمینۀ محصول یا خدماتی مشخص، دودسته مصرف‌کننده یا مشتری پایه داشته باشیم؟
  • اگر بازار متفاوت از حالت جاری بود، روند کسب‌وکار چه تغییراتی را متحمل می‌شد؟ (به‌عنوان‌مثال؛ اگر تحت شرایطی خاص با کمبود مواد اولیه برای تولید محصول مواجه شویم، چطور می‌توانیم کسب‌وکارمان را حفظ کنیم؟ برای بقای کسب‌وکار باید چه تغییراتی در این شرایط ایجاد کنیم؟)

5- استفاده یا کاربرد دیگر (Put to another use)

راه‌های جدید برای استفاده از یک محصول یا خدمات چیست؟ اگر محصول را اصلاح کنیم، آیا کاربران و مشتریان می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند؟ آیا بازار دیگری برای محصول وجود دارد؟

تکنیک کاربرد دیگر اسکمپر
در تکنیک Put to another use اسکمپر، توجه روی نحوۀ قرارگیری محصول یا فرآیند فعلی برای هدفی دیگر یا استفاده از محصول موجود برای حل مشکلی جدید است. (چطور می‌توانیم با محصول فعلی یکی دیگر از مشکلات مشتری‌ها یا مخاطب‌های بازار هدف خود را پوشش دهیم؟)

سوال‌های راهنما برای کاربرد دیگر در تکنیک اسکمپر

رویکرد کاربرد دیگر SCAMPER تمایل دارد تا محصول، خدمات یا فرآیندهای تیم کاری و کسب‌وکار را برای کاربردها و اهداف جدید برنامه‌ریزی و استفاده کند. سوال‌های ضروری در تکنیک اصلاح اسکمپر عبارت هستند از:

  • از محصول یا ایدۀ موجود برای چه‌کار یا کاربرد دیگری می‌توان بهره برد؟
  • یک کودک چطور از ایده، محصول یا خدمات کسب‌وکار استفاده می‌کند؟ یک فرد مسن چطور؟
  • افراد دارای معلولیت‌های خاص چطور از خدمات و محصولات بهره‌مند می‌شوند؟
  • چه گروه‌های هدفی برای خدمات و محصولات در نظر گرفته‌ایم؟
  • چه کاربردهای دیگری می‌توانیم برای خدمات یا محصولات خود در نظر بگیریم؟ (به‌عنوان‌مثال؛ آیا می‌توانیم آن را به‌عنوان خدمات جانبی در کسب‌وکاری دیگر عرضه کنیم؟ امکان ترکیب و ادغام با سایر خدمات وجود دارد؟)
  • آیا راهکاری وجود دارد که از محصول یا خدمات در شکل فعلی خودش (بدون تغییر یا اصلاح) استفاده کنیم؟
  • اگر بخواهیم محصول را اصلاح کنیم؛ کاربردهای احتمالی دیگری برای آن وجود خواهد داشت؟
  • چطور و با انجام چه ‌کار یا فرآیندی می‌توانیم از خدمات، محصول یا ایده‌های کسب‌وکار به روشی خاص استفادۀ مجدد کنیم؟
  • چه بخش‌های دیگری در تیم کاری شرکت یا کسب‌وکار می‌توانند از ایده، محصول یا خدمات بهره‌مند شوند؟
  • اگر از ایده یا فرآیند در جای دیگری استفاده شود، چه مزایایی برای محصول یا خدمات دارد؟
  • اگر بخش دیگری در بازار هدف را به محصول فعلی اختصاص دهیم، چه اتفاقی می‌افتد؟
  • آیا می‌توانیم یک مرحله خاص به فرآیند یا ایده اضافه کنیم تا جایگزین دیگری شود؟

6- حذف (Eliminate)

برخی شرایط، منابع یا مراحل غیرضروری در فرآیند برای دستیابی به نوآوری و خلاقیت در پروژه مانند باری اضافی هستند. حذف این عوامل، توانایی ابداع و تخصیص منابع بیشتر برای خلاقیت در سازمان‌ها و کسب‌وکارها را افزایش می‌دهد.

به این فکر کنید که اگر بخش‌هایی از ایده خود را حذف یا ساده‌سازی کنید و آن را به حداقل برسانید، چه اتفاقی می‌افتد؟ چه چیزی را می‌توانیم در محصول، طراحی یا خدمات کسب‌وکار حذف کنیم؟

در تکنیک حذف اسکمپر، هدف اصلی شناسایی بخش‌هایی از فرآیند است که می‌توان برای بهبود محصول، فرآیند یا خدمت نهایی، آن را از بین برد.

سوال‌های راهنما برای حذف در تکنیک اسکمپر

رویکرد حذف SCAMPER تمایل دارد با اصلاح ایده، خدمات و فرآیندها، به‌تدریج چالش‌های کسب‌وکار را به بخش یا عملکردهای مهم‌تر محدود کند. سوال‌های ضروری در این تکنیک عبارت هستند از:

  • چه چیزی را می‌توانیم بدون تغییر عملکرد حذف کنیم؟
  • آیا می‌توانیم زمان یا اجزا را کاهش دهیم؟
  • آیا می‌توانیم هزینه‌ها را کاهش دهیم؟
  • اگر قسمت خاصی را حذف کنیم چه اتفاقی می‌افتد؟ (این سوال به بررسی و ارزیابی نتایج حاصل از حذف یک ایده، فرآیند، خدمت یا محصول می‌پردازد.)
  • چگونه می‌توانیم در غیاب بخش خاصی از پروژه به همان خروجی نهایی برسیم؟
  • آیا وجود بخشی خاص در کسب‌وکار (خدمت، محصول یا فرآیند) الزامی است؟ (حتما به آن بخش نیاز داریم؟)
  • اگر مجبور باشیم با نیمی از منابع فعالیت کنیم؛ چطور باید آن را مدیریت کنیم؟
  • چه چیزهایی ضروری و کدام‌ها غیرضروری هستند؟
  • آیا می‌توانیم قوانین یا رویکردها را حذف کنیم؟ (گاهی حذف به معنی کاهش یا کوچک‌تر کردن به‌منظور کاهش پیچیدگی است.)
  • آیا می‌توانیم با حذف بخشی از محصول آن را به قسمت‌های گوناگونی (شامل خدمات یا محصولات مجزا) تبدیل کنیم؟
  • با انجام چه کاری، می‌توانیم چه چیزی را از بین ببریم؟
می‌خوانم  ایده‌های بازاریابی محتوایی ویژه صرافی‌های ارز دیجیتال

7- تنظیم مجدد یا عملکرد معکوس (Rearrange / Reverse)

چطور می‌توانیم محصول، خدمات یا مشکل را تغییر دهیم یا با زاویه‌ای معکوس (در خلاف جهت) به آن نگاه کنیم؟ اگر مجبور باشیم دستیابی به راه‌حل یا کشف ایده را به‌صورت معکوس انجام دهیم؛ چه مسیری باید دنبال شود؟

در تکنیک تنظیم مجدد یا عملکرد معکوس اسکمپر، هدف اصلی کشف پتانسیل نوآورانه هنگام تغییر ترتیب فرآیند در خط تولید است.

سوال‌های راهنما برای Rearrange/ Reverse در تکنیک اسکمپر

رویکرد تنظیم مجدد یا عملکرد معکوس SCAMPER تمایل دارد تا با انجام برعکس یا برنامه‌ریزی دوبارۀ فرآیند یا بخشی از آن، به حل مشکلات یا تولید خروجی نوآورانه دست پیدا کند. سوال‌های ضروری در تکنیک معکوس یا تنظیم مجدد عبارت هستند از:

  • اگر روند فرآیند، خدمت یا تولید محصول را معکوس کرده یا مجدد تنظیم کنیم، چه اتفاقی می‌افتد؟
  • چگونه می‌توانیم وضعیت فعلی را برای خروجی بهتر مرتب یا تنظیم کنیم؟
  • اگر فرآیندها را رو به عقب در نظر بگیریم چه روی خواهد داد؟
  • آیا می‌توانیم جای عناصر یا فرآیندها را باهم عوض کنیم؟
  • چه چیزهایی را می‌توانیم بازآرایی کنیم؟
  • آیا می‌توانیم اجزا، الگو یا چیدمان‌ها را تعویض کنیم؟
  • آیا می‌توانیم سرعت یا برنامه‌ها را تغییر دهیم؟
  • اگر بخشی از مشکل، فرآیند یا محصول برعکس عمل کند، باید چه کار کنیم؟

تاثیر تکنیک اسکمپر بر مدیریت تیم کاری

پیاده‌سازی تکنیک اسکمپر در طوفان فکری گروه‌های کاری، افراد را تشویق می‌کند تا راه‌حل‌هایی جدید و نوآورانه ارائه دهند. ممکن است در جلسه‌های تیمی موانع و چالش‌هایی به بحث گذاشته شوند یا با تحویل پروژه‌های فشرده مواجه باشیم. در این صورت اسکمپر روشی برای مبارزه با موانع و چالش‌ها و دستیابی به ایده‌های جدید و کاربردی است.

با به‌کارگیری از اسکمپر در مدیریت تیم کاری می‌توانیم از مزایای زیر بهره‌مند شویم:

1- خلاقیت اعضای تیم را منفجر می‌کند

مدیرانی که در سازماندهی ایده‌ها و چالش‌های تیم خود از تکنیک اسکمپر استفاده می‌کنند، کارکنان و اعضای خلاق‌تری دارند. فرآیندهای پارتیشن‌بندی، تنظیم مجدد و ترکیب اجزای مختلف یک رویۀ کسب‌وکار هستند. کارکنان با کمک این اجزا می‌توانند مسیر ایده‌یابی و مرحله‌های پس از آن را بررسی کنند.

همچنین می‌توانند تعیین کنند که چگونه کل روش یا ایده به دستاوردی سودآورتر، کارآمدتر و محبوب‌تر تبدیل خواهد شد. اسکمپر محدودیت فرضیه‌های طولانی‌مدت در مورد ایده‌ها، فرآیندها و خدمات یا محصول‌های کسب‌وکار را حذف می‌کند. ذهن اعضای تیم را آزاد کرده و اجازه می‌دهد در موقعیت‌ها و شرایط غیرمنتظره پاسخی برای نیازهای کسب‌وکار جستجو کنند.

2- ایده‌های متنوع و جدید بیشتری تولید می‌شود

اسکمپر اعضای تیم را تشویق می‌کند تا در جلسه‌های طوفان فکری، مکان‌ها و موقعیت‌هایی را پیدا کنند (در وضعیت فعلی کسب‌وکار) که موانع و تنگناها رخ می‌دهند. همچنین راه‌حل‌هایی برای مبارزه با این تنگناها بیابند.

راهکار اسکمپر برای تفکر، خارج از چارچوب متداول است و به گروه‌های کاری اجازه می‌دهد تا تشخیص دهند آیا موانع ناشی از مسائل تکنیکالی، رویه‌ها یا فرهنگ‌سازمانی هستند یا خیر؟

سپس فرصتی برای آن‌ها فراهم می‌کند تا با مشارکت، راه‌حل‌های جایگزین، ترکیبی یا ادغامی پیشنهاد دهند. مفاهیم ذهنی خود را آزمایش کنند و آن‌هایی که برای ایجاد فرآیندها موثر هستند را به کار ببرند.

3- سرعت دستیابی به راه‌حل‌های خلاقانه را بالا می‌برد

درحالی‌که تکنیک اسکمپر گروه‌ها را تشویق می‌کند تا تفکری خلاقانه نسبت به چالش‌ها و مشکلات داشته باشند، زمان رسیدن به راه‌حل‌ها را کوتاه می‌کند. به‌جای اینکه اعضای تیم به‌صورت مکرر روی جزئیات یک ‌راه‌حل بحث کنند. این فرصت را خواهند داشت تا ایده‌های بیشتری جمع‌آوری نمایند. نکات منفی و مثبت هر کدام را وارسی کنند. سپس راه‌حل‌های محتمل و کاربردی را جدا نمایند.

هر چه ایده‌های بیشتری جمع‌آوری شوند، شانس برای دستیابی به راه‌حل موثر افزایش می‌یابد. در این صورت اگر بحثی هم بر سر جزئیات انجام شود در راستای برنامه‌ریزی و اجرای ایده‌ای خلاقانه و کارآمد خواهد بود نه اتلاف انرژی و زمان مفید تیم کاری.

4- تکنیک اسکمپر، انسجام در کار گروهی را افزایش می‌دهد

اسکمپر چند مزیت کلی برای کار گروهی و اعضای تیم دارد. شامل:

  • تبادل ایده و تراوش‌های فکری خلاقانه
  • صحبت دربارۀ ایده‌ها و راه‌حل‌های اعضای تیم
  • انتخاب و بحث روی نقاط مثبت و منفی ایده‌ها و راه‌حل‌ها
  • بررسی پیامدهای پیاده‌سازی هر راه‌حل یا ایدۀ منتخب

به اشتراک‌گذاری نظرها، تقابل و مکالمه بین گروهی و مبارزه واحد با مشکلی خاص، اتحاد بین اعضای تیم را افزایش می‌دهد. انسجام در کار گروهی هدف مهمی است که مدیریت ایده‌ها با اسکمپر به ارمغان می‌آورد.

5- تیم را  از مزایای مهارت تفکر خلاق بهره‌مند می‌‌کند

توسعه مهارت‌های تفکر خلاق برای هر زمینۀ کاری مفید و ارزشمند است. بااین‌حال تیم‌های کاری که با چالش‌های گوناگون کسب‌وکار مواجه می‌شوند برای یافتن بهترین راه‌حل نیازمند عنصر خلاقیت هستند.

با پیاده‌سازی اسکمپر در مدیریت ایده‌های تیم‌های کاری، مزایا زیر را به دست می‌آوریم:

  • توانایی ایجاد بهترین راه‌حل (خلاقانه، جدید، کاربردی و موثر) برای چالش‌های روزانه کسب‌وکار. (راه‌حلی که ارزشی برای مشتریان و مخاطب‌های هدف کسب‌وکار فراهم کند).
  • بهبود قابلیت حل مشکل اعضای تیم. (نه‌تنها در مشکلات کسب‌وکار بلکه درزمینۀ زندگی شخصی و روابط بین تیمی)
  • افزایش مشارکت در محل کار و فعالیت‌های روزانه و ایجاد محیط کاری سالم‌تر.
  • درک بهتر اطلاعات و بالا بردن سواد داده‌ای اعضای تیم. (هنگامی که اعضای تیم با همدیگر دربارۀ ایده‌ها و راه‌حل‌هایشان مکالمه می‌کنند توانایی داستان‌سرایی و انتقال اطلاعات آن‌ها افزایش می‌یابد.)
  • تمرکز روی بهبود فردی و جمعی اعضای تیم. (با اشتراک‌گذاری ایده‌ها، مهارت‌های نرم اعضای تیم توسعه پیدا می‌کند.)
  • بهبود کار تیمی و ایجاد پیوندی موثر بین اعضای گروه

پیاده‌سازی تکنیک اسکمپر در کسب‌وکارها

SCAMPER یک دسته جرقه فکری است که با استفاده از آن می‌توان با لنزهای مختلفی به ابعاد گوناگون کسب‌وکار مانند محصول، خدمات، موقعیت‌های موجود و… نگاه کرد و در آن‌ها نوآوری ایجاد نمود. برای پیاده‌سازی تکنیک اسکمپر کافی است چند گام ساده بردارید:

  • ابتدا یک محصول، خدمت یا ایده‌ای موجود را انتخاب کنید. باید همان چیزی باشد که خواهان بهبود آن هستید یا نقطه شروع خوبی برای توسعه آیندۀ کسب‌وکار است.
  • سپس به‌سادگی فهرست 7 سوال ضروری از تکنیک اسکمپر را مطرح کنید. (لیست این سوال‌ها به‌صورت تفکیک‌شده در تیتر «تکنیک اسکمپر چیست و چطور کار می‌کند؟» آورده شده‌اند.)
  • سوال‌ها را در مورد ارزش‌ها، مزایا، خدمات، نقاط اشتراک، ویژگی‌های محصول، قیمت‌گذاری و بازارها اعمال کنید. (این سوال‌ها باید در هر جنبۀ مرتبط با نیازهای ایده مطرح شوند.)
  • درنهایت به پاسخ‌ها نگاه کنید. آیا هیچ‌یک از این پاسخ‌ها را می‌توان به‌عنوان راه‌حلی برجسته و قابل‌اجرا در نظر گرفت؟ آیا می‌توانید از هر یک از آن‌ها برای ایجاد یک محصول جدید یا توسعه محصول موجود استفاده کنید؟

مک‌دونالد چطور از تکنیک اسکمپر استفاده کرد؟

مک‌دونالد برند مشهوری است که فلسفه پشت آن سبک قدیمی تجربۀ رستوران را متحول کرد. ری کراک (Ray Kroc) بنیان‌گذار مک‌دونالد، تمام کارهای سخت را امتحان کرده است. بنابراین اکنون به‌سادگی می‌توانیم برخی از ایده‌هایی به‌کاربرده از تکنیک اسکمپر را شناسایی کنیم.

رستوران‌های زنجیره‌ای مک‌دونالد
در کسب‌وکار رستوران‌های زنجیره‌ای مک‌دونالد از سه تکنیک اسکمپر (کاربرد دیگر، حذف و تنظیم مجدد یا عملکرد معکوس) استفاده شده است.
  • کاربرد دیگر (Put to other uses): فروش رستوران و املاک و مستغلات به‌جای همبرگرهای ساده. ری کراک برای تاسیس شعب جدید، زمین‌هایی که در گرو بانک بودند را پیدا می‌کرد و درازای پرداخت وام ماهانه آن‌ها را از صاحبانشان اجاره می‌کرد. همچنین از آن‌جایی که رستوران‌ها در چارچوب یک قرارداد به او تعلق داشتند سرقفلی همه رستوران‌ها را از برادران مک‌دونالد خریداری کرد.
  • حذف (Eliminate): او به مشتریان اجازه داد که خدمات رستوران را با سفارش به‌صورت سرویس منوی انتخابی در دسترس داشته باشند و با این کار از هزینۀ زیاد استخدام پیشخدمت‌ها اجتناب کرد.
  • تنظیم مجدد (Rearrange)/ عملکرد معکوس (Reverse): تا پیش از آن همیشه مشتری‌ها پس از دریافت خدمات و صرف غذا، صورت‌حساب رستوران را پرداخت می‌کردند. اما ری کراک با تکنیک اسکمپر، تنظیم مجددی در این زمینه ‌ایجاد کرد تا مشتریان قبل از غذا پول آن را پرداخت کنند.

سخن آخر

تفکر خلاق هیچ ارتباطی با منابع عجیب‌وغریب الهام درونی ندارد. بلکه مهارت نرمی است که می‌توانید آن را یاد بگیرد.

تفکر خلاق (که به راه‌حل‌های نوآورانه و جدید منجر شود) با برخی روش‌ها قابل ‌تحریک است. مانند: نقشه ذهنی (Mind Mapping)، تفکر جانبی (Lateral Thinking) و طوفان فکری (Brainstorming).

تکنیک طوفان فکری به سه دسته کلی تقسیم می‌شود:

  1. طوفان فکری مبتنی بر ایفای نقش
  2. طوفان فکری گروهی
  3. طوفان فکری ساکت

تکنیک طوفان فکری ساکت (Quiet Brainstorm Techniques) دارای شش راهکار برای جمع‌آوری  ایده است و تکنیک اسکمپر هم در این دسته‌بندی قرار می‌گیرد. در این پست نحوۀ استفاده و پیاده‌سازی اسکمپر  را همراه با مثال در کسب‌وکارها موشکافی کردیم.

از مزایای به‌کارگیری SCAMPER در مدیریت تیم می‌توان موارد زیر را نام برد:

  • درک تکنیک اسکمپر ساده است.
  • به اعضای تیم اجازه می‌دهد تا استخری از ایده‌ها را جمع‌آوری کنند.
  • جریان ایده‌پردازی و یافتن راه‌حل برای چالش‌ها و مشکلات کسب‌وکار را آسان می‌کند.
  • خروجی این تکنیک راه‌حلی اجرایی و کاربردی است.
  • خلاقیت اعضای تیم را افزایش می‌دهد.
  • کمک می‌کند تا مفاهیم اصلی در محصول، خدمات یا فرآیندهای کسب‌وکار را پیدا کنید و غیره.

حالا نظرتان دربارۀ استفاده از تکنیک اسکمپر چیست؟

هنوز هم  برای شیرجه زدن در استخر راه‌حل‌های درست (بهترین گزینه با توجه به تمامی ملاحظه‌های کسب‌و‌کارتان) نگرانید؟

احتمالا به این مطالب علاقه‌مند باشید...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فهرست